7. نمیدونم خودم چی دارم تو وجودم که هر دختری که باهام دوست میشه شوهر میکنه! دارم به این فکر میکنم که برم یه دفتر بزنم با این عنوان که "با من دوست بشین شوهر کنین" والا ... مطمئنا اگه بعد چند ماه عروسی نکردن من بیام بگم دوستان من دارم شوهر میکنم حتمــــــــــا به درجه ی بلند مقام همسری میرسن دیی:  میترسم بدجور تو روحیم تاثیر بذاره این اقدام کاملا زود هنگام دوستام !!


8. چهار روز بود که شکمم بدجور درد میکرد درد از معده و کلیه هام شروع میشد و کل اعما و احشام رو در بر میگیرفت اونقدر که بچه مسکن ها هم اثر نداشتن و بچه های بالا مسکن ها هم بصورت کاملا وحشتناک فقط درد رو کم میکردن که کاملا بی حس یه گوشه میموندم ... آبجی دختریم!!! همش میگفت چرا مثل مرغ ها این ور اونور میخوابی؟!! یعنی من درگیر این همه محبتم عصن نمیدونم قراره چه جوری جبران کنم ؟!!! واقعن که ...


9. امروز سر جلسه ی آزمون دیدم سر و صدا شده! سرمو بلند کردم دیدم پسرا به صورت مشکوک کیف یا کتشون رو بر میدارن میرن بیرون Oـo وقتی هم که برمیگردن خیلی حالشون روبه راهه!! فک کنم دوپینگ میکردن خخخخخ ....

10. با شخص مورد نظر که از قضا دختر هم بود!! داشتیم راجب دین و این صوبتا حرف میزدیم بعد شخص مورد نظر یهو برگشت گفت اونایی که روزه نمیگیرن رو خدا میبره جهنمOـo 

 نماز میخونه، قرآن هم میخونه، روزه هم میگیره، چادر هم سر میکنه و حتی یه ضد آفتاب رنگدانه دار هم نمیزنه صورتش میگه گناهه!!!! اونوقت ایشون غیب میکنه، تهمت میزنه، دروغ میگه، روابط بچه ها رو بهم میزنه حتی دوستی من و یکی از بچه ها رو بهم زد!!! بعد میگه فلانی تو که اونروز داشتی میمردی و قرص خوردی خدا میبرتت جهنم ... آخه مدعی دین، بدنام کننده ی دین، آخه مخرب بشریت ، آخه ... تو مگه رفتی اون دنیا رو دیدی که میگی من میرم جهنم؟؟؟ عصن مگه تو از نامه ی اعمال من خبر داری؟؟؟ تو مگه علم الغیب دنیوی و اوخروی داری خب؟؟؟

تو که قرآن میخونی، تو داری فقط و فقط چنتا کلمه ی عربی رو روی زبونت جاری میکنی به اون نوشته های ریز کلماتی که میخونی بدقت لدفا!!! همونایی که از قضا فارسی هم هستا ببین خدایی که داری عبادتش میکین چی گفته بعد جهنم جهنم راه بنداز ... 


+من کافر تو مسلمون، من جهنمی تو بهشتی، من بدبخت تو خوشبخت آره جون خودت با این طرز فکرت!! یعنی حداقلش نمیدونی که نباید کاری بکنی که باعث بدبینی مردم به دین بشی؟؟؟!!! از حرفای بی سر و تهش که فقط اینا نبودن و چیزای دیگ هم بودن واقعا اعصابم خرد شده بود ... 

این قسمت توسط دختریم ... حذف شد 

چند روزیه که این افکار منفی تو ذهنمن و دارن داغونم میکنن و تیشه میزنن به تنه ی اعتقاداتم در مقابل یه همچین آدمایی، فقط و فقط تعداد کمی هستن که اونقدر دین رو خوب اجرا میکنن و میانه رو هستن و اونقدر خوبن که آدم دلش میخواد خدایی بشه حتی اگه خیلی بچه مسلمون بازی در نیارن اون چیزایی رو هم که اجرا میکنن اونقدر خوب انجام میدن که آدم کیف میکنه ... تاحالا هیچکی رو اینجوری ندیدم یا کاملا دین گریز بودن و البته توهین نمیکردن به اعتقادات بقیه یا در حد معمولی اجراش میکردن و یا اینکه مثل ایشون ... هعیییییییییییییی ...


آهان.ن: همون روز فهمیدم اون آقایی که تو این پست راجبش نوشتم اوشون دایی این تحفه خانم بودن ... واقعن که ...



دل را ز شرار عشق سوزاند علی

یک عمر غریب شهر خود ماند علی

وقتی که شکافت فرق او در محراب

گفتند مگر نماز میخواند علی؟


التماس دعا ...