با اوشونینا داشتیم بازی میکردیم آخرش همه کنار کشیدن تا من با اوشون به تنهایی بازی کنیم  ... 

بهشون گفتم اینطوری نکنین گروهی بهتره وعواقبشم کمتره قبول نکردن و بهم گفتن حالا به خاطر تو شرط بندی نمیکنیم خیلیه!!! واقعن یکی دوسال چقدر عوض شدن ...  کلا نمیخاستم بازی کنم احساس میکردم دیگه اون آدم سابق نیستن احساس یه جوری بودنشون بهم دست داد !!! 

بعد از کلی اصرار و خط و نشون کشیدن شروع به بازی کردیم و اوشون باخت ... 

مهم نبود که من بردم یا نه اما اوشون سر هممون داد کشید و قهر کرد و رفت !!! خداییا منچ بازی کردن و تاس انداختن که شانسیه دیگه ناراحت شدن نداشت که ... 


+ آدم باید ظرفیت باخت رو داشته باشه اونم یه بازی دوستانه ... فقط به این فکر میکنم که اگه این یه جایی تو زندگیش یه شکست بخوره قراره چه جوری رفتار کنه و چه اتفاقی قراره براش بیفته؟!!! 

پ.ن: خیلی از دوستان بخاطر غلط املایی و کج نوشتن جمله ها بهم تذکر دادن اما باید بگم غلط املایی ها خودم نیست و علاقه ی شدیدی به غلط نویسی دارم ... دیگه خودتون ببخشید هر چند که سعی میکنم از این به بعد رعایت کنم...